کاش کسی يا کسانی همت کنند دل‌و‌روده‌ی ترجمه‌های درخشان نجف دريابندری و احمد شاملو و عبدالله کوثری و فرهاد غبرايی و تک‌و‌توک مترجمان ديگری را که نثر ساده و تروتميزی دارند٬بريزند بيرون و معادل‌های منحصر به‌فرد٬ خلاقانه٬ و گهگاه جسورانه‌ی آنها برای خيلی از کلمه‌ها يا عبارت‌ها را فهرست کنند که از اين کار٬ هم يک جور فرهنگ لغت متفاوت درمی‌آيد٬ هم مترجمان مبتدی از يک جور کلاس منحصر به‌فرد آموزش ترجمه برخوردار می‌شوند. البته اين کار را صالح حسينی در حد بسيار خلاصه و پراکنده و گزيده‌وار در کتاب فرهنگ اصطلاحات ادبی کرده که کاش ادامه‌اش می‌داد.(خودش هم درمقدمه‌ی کتاب در اين باره اظهار اميدواری کرده اما از سال انتشار اين کتاب تا الان خبری نشده.) خود ِ من ِ مبتدی شايد اگر چند نفر پايه پيدا کنم٬ جدی‌تر به اين موضوع فکر کنم

.

عجالتا چند معادل ديگراز همنام

:

 

[از يادداشت های من درباره ترجمه همنام]

گوگول در بازار پی هديه برای خانواده‌اش می‌گردد ولی


Nothing impresses him.

:

چيزی چشمش را نمی‌گيرد

She is studying for LSAT.

.

برای کنکور دانشکده حقوق می‌خواند.(عوض: درس می‌خواند


Now they can relax.

.)

حالا می‌توانند خستگی در کنند.