3 آذر 1383
یک تعبيری که در انگليسی زياد استفاده میشود٬ feeling guilty است که مترجمها معمولا آن را «احساس گناه» ترجمه میکنند. من مدتی است که به اين تعبير در فارسی مشکوک شدهم؛ به گمانم گرتهبرداری از انگليسی است و قبلاها در فارسی نبوده. چيزی که دست کم اصيلتر و فارسیتر است و من چند جا توی ترجمهی همنام هم ازش استفاده کردم٬ «عذاب وجدان» است؛ گيرم گاهی وقتها خيلی غليظ تر از يک احساس گناه ساده و خفيف و معمولی به نظر میرسد. يک بار هم از «پشيمانی» استفاده کردم که به نظرم اين هم معادل خوبی است.
در ضمن٬ بخشی از پروندهی «در ميان گمشدگان» را که در چلچراغ اين هفته چاپ شده در اينجا بخوانيد.