دم دستی‌های بکر [۱]

شنبه, آبان ۹م, ۱۳۸۳ | تجربه هایی در ترجمه, ویرایش

توی فارسی بعضی از کلمه‌ها و فعل‌ها هستن که انقدر دم دستند و راحت استفاده می‌شن که اصلا به ذهن مترجم هم نمی‌رسه که می‌تونه اونا رو معادل فلان کلمه‌های انگلیسی بذاره. یکیش همین Hate. مترجم‌ها تا کلمه‌ی Hate رو می‌بیینند، سریع جاش میذارن نفرت. ولی در ترجمه ی داستان فکر نمی‌کنن که آدما از کلمه نفرت کم استفاده می کنن. یه تعبیر خیلی قشنگ تو فارسی داریم که اتفاقا خیلی دم دستیه (یا بهتر بگم: دم دسته) و در عین حال خیلی جاها معادل خیلی خوبیه واسه Hate.

در داستان «این خانه‌ی متبرک» کتاب مترجم دردها٬ توینکل به سانجیو می‌گه:

I hate you.

ازت بدم می‌آد!

یا در داستان خانه‌ی خانم سن، خانم سن می‌گه:

I hate driving.

 

از رانندگی بدم می‌آد!

این بدآمدن هیچ دست کمی از متنفربودن نداره. البته نه همه جا. و مزیتش اینه که به زبان محاوره‌ی ما نزدیکتره.

هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image