درگیری‌های مترجم با «همنام»(۲)



سعی می‌کنم کوتاه تر از دفعه پیش حرف بزنم چون نه خودم وقت دارم نه احتمالا خواننده‌ها حوصله.

Now that she has a husband,has a marriage, she should…

اولین معادلایی که برای marriage  به ذهن می‌رسه عروسی و ازدواجه که طبیعتا به اینجا نمی خوره. بعد از کلی فکر کردن٬ خیلی‌ها ممکنه «زندگی مشترک» رو به جاش بذارن. ولی خیلی وقتا موقع ترجمه باید به چیزای خیلی دم دستی‌تر هم فکر کرد که از بس دم دستند اولش به ذهن آدم نمی‌رسند: «زندگی»

مگه نمی گیم «داره به زندگیش گند می زنه» یا« دیگه صاحب زندگی شده» یا «تو زندگیش مشکل داره» ؟

 

 

نظر بدهید