درگيری‌های مترجم با «همنام»(۱) [يادداشت های من درباره ترجمه همنام] 

 من در کل رمان پاورقی نذاشتم و همه کارکردهای پاورقی رو به يه طريقی تو خود متن پياده کردم. مهمترين قضيه اينه که خواننده متن فارسی بايد دقيقا همون حسی رو از متن٬ و کتاب٬ و داستان پيدا کنه که خواننده انگليسی از متن و کتاب و داستان اصلی. بنابرين نبايد چشمش مدام بپره پايين صفحه٬ طرف خط افقی پاورقی و يه سری شماره و فونت ريزتر از متن و حروف و الفبای يه زبان ديگه.

با اين استدلال اگه فرض کنيم يه ابهاماتی برا خواننده فارسی می مونه بايد مورد به مورد بررسی و حل کنيم:

يکی از اين موارد شيوه تلفظ اسامی خارجيه. من با يه اعراب گذاری ساده تا حد ممکن قضيه رو حل کردم. Maxine برا اينکه درست خونده بشه کافيه يه فتحه بالای ميم «مکسين» بذاری يا برا McNab دو فتحه روی ميم و نون «مک‌نب».البته اسم هايی مثل گوگول شايد استثنا باشند که آخر کتاب اگه ليست همه اسامی خارجی و ضبط فارسی شون رو بذاری٬ اين جور مشکلات هم به کلی حل می شه. گيرم زياد هم مهم نيست گوگول رو کسی به تلفظ صحيحش با دو تا ضمه بخونه (بر وزن شتر) يا هموزن سوسول بخونه. تو همين رمان همنام بچه های امريکايی وقتی دارن درباره داستان های روسی حرف می زنند به هم می گن هيچ وقت اسم شخصيتها رو نمی خونيم و هميشه از رو اسماشون می پريم. اين اتفاق (پريدن نگاه از رو اسم های خارجی) تقريبا برای خواننده هر متن ترجمه شده‌ای ميافته. 

دوم: اطلاعاتی که درباره آداب و رسوم هنديه٬ نويسنده خودش به اون اندازه که ضرورت داشته و ديده ندونستن خواننده در روال داستان اختلال ايجاد می کنه٬ تو خود متن٬ در اختيار خواننده گذاشته. خواننده انگليسی اگه بيشتر از اون بخواد خودش بايد بره دنبالش. پس خواننده فارسی هم همين طور.

فقط می مونه اطلاعاتی که خواننده انگليسی می دونه و يه جورايی به فرهنگ خودش مربوطه و خواننده فارسی نمی دونه. اين جور چيزا رو مترجم تا جايی که می تونه بايد با ظرافت تمام به خواننده اطلاع بده. و منظورم از با ظرافت تمام اين نيست که پای متن٬ شاتالاپ يه شماره بزنه و توضيح بده و کنارش هم بزنه «م» به نشانه مترجم.منظورم اينه:

يه جای رمان٬ صحبت از شهر قديمی کوچکيه که توريست ها ميان به تماشای معماری و جاهای تاریخيش٬ از جمله يه چاهی که گفته ميشه «پل ريور» ازش آب خورده. خب اين پل ريور کيه که نويسنده خيلی ساده از کنارش رد ميشه. خواننده انگليسی به احتمال ۷۰ - ۸۰ درصد می دونه (منظورم بيشتر خواننده امريکاييه که اين کتاب مال اونجاست و اصالتا برا مخاطب اونجايی) تو فرهنگ وبستر نوشته  يکی از ميهن پرستان مشهور. من چکار می کنم؟ تو متنم يه ميهن پرست کوچولو(!) کنار پل ريور اضافه می کنم: چاهی که گفته می‌شود پل ريور ميهن پرست ازش آب خورده.

يا قيافه يکی از شخصيتها شبيه لوردمانتبتن است. اين آقا انگليسی‌یه و زمانی حاکم هند بوده. ميذارم: قيافه‌اش شبيه لوردمانتبتن انگليسی٬ حاکم هند٬ است.

 اين کار به نظر من نه تنها روند خواندن بلکه حتی حرکت نگاه خواننده رو هم مخدوش نمی‌کنه‌ و مترجم رو هم با اون نمی شه به خيانت در ترجمه محکوم کرد. چون به نظر من از اقتضائات ترجمه است.