نمونه‌ای از درآوردن لحن

سه شنبه, شهریور ۱۱م, ۱۳۸۲ | تجربه هایی در ترجمه

ٍببخشید که تند تند نمی توانم سر بزنم. مشغول کار روی همین داستانی هستم که بعضی از جملاتش را دارم نقل می کنم. پیش از اینکه این یکی را بخوانید این توضیح را بدهم که لحن داستان این جور اقتضائات را دارد و ممکن است جمله ای که در یک داستان معادل خوبی است در داستان دیگر اصلا به فضا و لحن نخورد.

Somebody gave him one hundred dollar bill for some dang reason.

 

به جای این که بگوییم کسی به دلایل نامعلومی به او یک اسکناس صد دلاری داده

می گوییم:

یک یارو یکهو ویرش گرفته یک صد دلاری گذاشته کف دستش.

ا

هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image