نویسنده‌ای که در جهان اعتباری یافته هرگز خودش را در حد پور.نوگراف پایین نمی‌آورد… یعنی، اینکه هم و غم آفریننده‌ی اثر این باشد که همه‌ی ابعاد وجود انسان را بگذارد کنار و روی آن مسئله‌ی خاص تمرکز کند، این به نظر من پ.و.ر.ن.و. است اما پرداختن به یکی از غرایز انکارناپذیر انسان بحث دیگری است. رمانی که در کنار بررسی و توصیف همه‌ی ابعاد انسانی بخشی را هم به این رابطه می‌پردازد، پ.و.ر.ن.و. نیست. این کتاب واقع‌گرایی است و به این بعد انسان هم می‌پردازد. 

عبدالله کوثری

پ.ن: حرف‌های چند نویسنده و مترجم از جمله من را در کارگزاران درباره‌ی حرف‌وحدیث‌های تازه بخوانید:[+]

 

یک نظر 


هر جا nanny دیدیم نگذاریم پرستار بچه.

درست است که توی نسل جدید، این اصطلاح یک‌کم دارد جا می‌افتد - مثل هر کلمه و عبارت غیرفارسی‌ای که بر اثر دورافتادن از نسل گذشته و البته ترجمه‌ی مترجم‌های کم‌سواد، افتاده توی دهن‌ها و فراموشمان شده که معادل‌های خوب و اصیلی در فارسی خودمان داشته‌اند- ولی بدان و آگاه باش که ما دو تا کلمه خوب داریم برای کسانی که شاید حتا پیش از این غربی‌های ک.. نشور (به قول بعضی قدیمی‌ها!)، یعنی آن زمانی که یک دنیا بوده و یک امپراتوری ایران، از بچه‌های اعیان و اشراف مراقبت می‌کرده‌اند.

آن دو کلمه یکی لـَلِه است یکی دَدِه.

[4] نظر 


قصه‌های بانمک و قصه‌های عجیب تجدید چاپ شده و از شنبه‌ای که گذشت در نمایشگاه در غرفه‌ی نشر ماهی موجود است. چاپ جدید با اندکی تغییر در جلد و متنی با یک فونت بزرگتر است که نتیجتا خوشخوان‌تر شده.

باقی چیزها هم که سر جای خودشان هستند: مترجم دردها، همنام، خوبی خدا و سالن خزندگان (از مجموعه‌ی بچه‌های بدشانس) در غرفه نشر ماهی و در میان گمشدگان نوشته دن چاون در غرفه نشر مرکز.

[4] نظر 


اتل متل توتوله به انگليسي!

Atal matal "in" "in" le!
How’s Hassan’s Cow? she doesn’t have neither milk nor tits. They took her milk to India. Marry a Kurdish Woman.; you call her name Amghezy…Around her hat reddish. Hachin and Vaachin, cross one of your legs!

[10] نظر 


کتاب تازه‌ای از علی صلحجو درآمده. بسیار خواندنی آموزنده و سرگرم‌کننده. به نام نکته‌های ویرایش. علی صلح‌جو با کتاب گفتمان و ترجمه دانش وسیع و ذوق وافر و زبان شیوای فارسی خود را بروز داد- دست کم من تا آن زمان چیز دیگری از او نخوانده بودم- و این کتاب هم باز نشانگر دقت فراوانش است در حین کار و ویرایش و تعامل با نویسندگان و ویراستاران، و نیز حضورذهنش در احضار نمونه‌های کاملا روشن و گویا از سخنی که در سر دارد و نیز ذوق و زبان طنازش در تیترهای جذابی که برای بیش از 150 نکته‌ی کاربردی و خواندنی زده و البته در متن نکته‌ها.

چندتا از تیترها را ببینید: راز پیروزی ذبیح الله، کلمات ناجور، الف و لام‌های ماندنی، از سعدی تا آراگون، ویراستار صرفه‌جو، و  نقش «چیز».

چند بخش اصلی کتاب این‌هاست: اِعراب/ پاراگراف/ پانوشت/جنسیت/ را / رسم الخط/ رقم نویسی/ سبک/ فرهنگ لغت/ واژه‌نامه/ گفتمان/ متن/ مرجع/ موقعیت خواننده در برابر متن/ مرجع/نحو/ نشانه گذاری/نمایه/ واژه/ ویرایش، ما و دیگران

واژه‌سازی

گاه برای برخی اصطلاحات در زبانی دیگر نمی‌توان معادل مناسب و دقیق پیدا کرد. در چنین مواردی می‌توان حدس زد که آن پدیده در آن زبان و، در واقع، در آن فرهنگ وجود ندارد. یکی از این موارد اصطلاح «واژه‌سازی» است که ظاهرا در زبان انگلیسی معادل مناسبی ندارد. در انگلیسی دو اصطلاح وجود دارد که به این پدیده نزدیک‌اند اما به نظر نمی‌رسد که هیچ‌یک معادل سرراستی برای آن باشد: neologism و word formation.

اصطلاح اول به مواردی اطلاق می‌شود که در آن کلمه‌ای کاملا جدید ساخته می‌شود؛ مانند آسپیرین و گاز. در این حالت اجزای کلمه روشن نیست و اصلا معلوم نیست واژه‌ی ساخته شده بسیط است یا مرکب. بنابراین کلماتی نظیر بالگرد، فضانورد و ابرمرد را نمی‌توان از این زمره دانست.

اصطلاح دوم (ورد فرمیشن) نیز به روال‌های تکوین واژه به طور طبیعی گفته می‌شود نه به جلساتی که افراد جمع شوند و تعدادی واژه یا اصطلاح خارجی به میان بگذارند و برای یافتن معادل فارسی آن رایزنی کنن. در ورد فرمیشن، مثلا، گفته می‌شود که واژه‌های جدید از طریق ترکیب، اشتقاق، گسترش معنایی، تکرار واژه، و غیره ساخته می‌شود… بنابراین «واژه‌سازی» به مفهومی که ما در فرهنگستان زبان و نهادهای دیگر داریم، باید خاص جهان سوم باشد زیرا جهان اول زبانی بالای سرخود ندارد تا به آن متوسل شود. مثلا ما واژه‌ی انگلیسی superman را می‌گیریم و از روی آن ابرمرد را می‌سازیم…

واژه‌های «بساز و بفروش» و «مسافرکش» در زبان فارسی به طور طبیعی ساخته شده‌اند نه از طریق جلسه‌های واژه‌‌سازی…

××

این را هم بخوانید. جالب است:

وظیفه‌ی کیست؟

در مقاله‌ای خواندم که قتیبه ابن حارث هفت فرزند داشت که نامشان در روایات چنین ذکر شده است: احمد، حاتم، عمرو، نواس، معاذ و هشام. ویراستار محتوایی وظیفه‌اش این است که بداند قتیبه هفت فرزند داشته است. ویراستار صوری یا فنی نیز وظیفه‌ی خود می‌داند که ویرگول‌های بین نامها و «و»ی بعد از ویرگول آخر را چک کند. پس وظیفه‌ی کیست که نامها را بشمرد و ببیند که شش تاست نه هفت تا؟ آیا در تقسیمات ویرایشی می‌توان به «ویراستار شمارشی» نیز قایل شد؟

نکته‌های ویرایش/ علی صلح‌جو/ نشر مرکز/ اسفند 86

یک نظر 


مثل چندتا دار قالی

یک نظر 


گاهی وقت‌ها می‌شود قیدی را تبدیل به صفت کرد و بالعکس؛ در مواقعی که آن یک حالت در زبان فارسی مصطلح‌تر است؛ مثلا:

وقتی می‌گویم خرگوش ممکن است فکر کنید دارم درباره یک خرگوش واقعی حرف می‌زنم. 

را می‌شود گفت:

 وقتی می‌گویم خرگوش ممکن است فکر کنید واقعا دارم درباره یک خرگوش حرف می‌زنم.

***

برای رسیدن به معادلی برای surprise فکر می‌کردم که به چند معادل دیگر رسیدم که به نظرم در موقعیت‌های مختلف به کار می‌آید ولی نه الزاما در همه جا. به‌خصوص که گاهی با در نظر گرفتن همین نکته که می‌شود قیدی را به صفت یا صفتی را به قید یا کلمه‌ای را به جمله یا شبه جمله تبدیل کرد، گاهی اوقات این معادل‌ها جواب می‌دهد:

یکی «مژده» است.  یکی «خبر خوش» و بهتر از آن «خوش‌خبری». مثلا می‌گوییم: «یک خوش‌خبری!» که می‌تواند معادلی باشد برای :

I have a surprise for you!

[2] نظر 

Next Page »